فقط این بهترین کیفیت برای قطب های درخت شبیه سازی وجود دارد
قطب درخت شبیه سازی برای حیات بخشیدن به قطب است. برای اینکه آنچه را که می خواهیم بسازیم، فقط اجازه نمی دهیم آنچه می دانیم وجود داشته باشد. آنچه ما می خواهیم دنیایی است که در آن قطب های درختان بدون هیچ تاثیر واقعی در مقابل ما ظاهر شوند. دادن عملکردهای دیگر به برج های سلولی (فراتر از برج های سلولی) یک طراحی کلیدی است
میله های مصنوعی درخت همیشه در جای خود قرار دارند، داخل دیوارها فرو رفته، روی تخته اصلی حک شده و پشت شاخه ها محافظت می شوند. تجربه آنلاین عالی ما با تیرهای درخت دائماً قطع می شود. ما به رسانه ها متصل هستیم. لپ تاپ های متصل به پروژکتور یک دستگاه به دیگری گره خورده است. دو چوب به هم گره خورده است. سیم ها به فضا پیچیدند.
تقلید
تیر تلفن درخت واقعی
از این نظر، قطب ابزار درختی شبیهسازیشده به الزامات فیزیکی اتصال میپردازد. در تئوری، میدانیم که برجها و سیمها در جایی هستند، اما اگر بتوانیم آنها را به اندازه کافی از دنیای بصری جدا کنیم، به نظر میرسد که قطبها کاملاً از جهان جدا شدهاند. این چیزی است که بی سیم در مورد آن است، بدون سیم، اما کنار گذاشتن سیم برای ایجاد یک منطقه سخت که در آن فقط نتایج محاسبات نشان داده می شود و نه فرآیندهای آنها.
به نظر میرسد اطلاعات بیشتر از انتقال قطبهای تلفن درخت مصنوعی سرچشمه میگیرد و بنابراین معنای عینی دارد، یا بهتر است به عنوان خود اتر، مستقل از هر سیستم تحویلی ظاهر شود. واقعیت ها واقعیت هستند و هر چه اطلاعات کمتری برای انتقال نیاز داشته باشد، بیشتر به عنوان یک پدیده اتفاق می افتد. اما اطلاعات اتر، مستقل از بستر نیست. همیشه یک سیستم تحویل بین شبکه و دستگاه وجود دارد. در پشت برگ های قطب های شهری وجود دارد که هرگز کاشته نشده اند.
قطب درخت مصنوعی می تواند از آلودگی بصری جلوگیری کند، اما در یک نگاه واضح است. هر نوع نگاه و تجانس و نظم مصنوعی به درختان خیانت می کند. در واقع، ممکن است درختی شبیهسازی شده را ببینیم و بدانیم که درخت نیست، اما هنوز ندانیم که چیست. همه ما آن نوع خیالپردازیهایی را میبینیم و از دیدن آنها امتناع میکنیم که مردم را از رویاپردازی در مورد قطبهای مفید باز میدارد. تصور چنین دنیایی به جز ایدئولوژی آسان دستگاه های قابل حمل و موبایل چه فایده ای دارد؟
استتار قطب در مورد پنهان کاری نیست، بلکه در مورد دید محور جدید است. بنابراین استتار فقط در مکان عمومی کار می کند. در مقایسه با چیزهای دیگر، پاس کردن صرفاً برای اجتناب از شناسایی نیست، بلکه هدف است. مبدل کردن چیز خاصی نیست که به طور ناشناس نشان داده شود. اگر حضور ابزارهای دیجیتال بر روی صفحه نمایش را بپذیریم و عجایب بصری و اشکالات تیرهای تلفن را به اشکال مختلف زیبایی شناسی و نوستالژی وسواس گونه بسپاریم، حضور فناوری دیجیتال در محیط زمینی موضوع دیگری است.
شاید این شکلگیریها نشانهای از امید به نوع دیگری از بازگشت باشد، به زمانی که تکقطبیها منظره را ویران کنند، پشت در مقابل سلولها. منطقی خواهد بود اگر تیرک های درخت مصنوعی به خوبی در آنتن ها و پست های موجود که قبلاً وضعیت اجتماعی ما را به عنوان برج ها خبر می دادند، قرار نگیرند. به عبارت دیگر، قطب درخت مصنوعی لکهای بر اکولوژی درجا نیست، دور از آن. با این حال، از میان تمام قطب های میدان بینایی ما، آنچه ما فعالانه پنهان می کنیم، برج های سلولی هستند.
ما (شاید فقط مدارا) در افراط زندگی می کنیم. چرا برخی را پنهان می کنیم و برخی را نه؟ با توجه به اینکه تیرهای برق نیز به شکل میله پرچم، چراغ خیابان، گلدسته و وسایل برقی ساخته می شوند، این سوال بسیار دردناک است. بدیهی است که بازگشت به طبیعت به عنوان یک سیستم هماهنگ بدون اختلال برای انسان مشکلی ندارد.
Beijing Vale اولین پایه درخت مصنوعی خود را در سال 1992 ساخت، یک حرامزاده ساخته شده از ترکیبی از صنوبر و تک قطبی. تا آنجا که به زیرساخت مربوط می شود، قطب های شهری نسبت به سایر سازه های مشابه از نظر بصری تهاجمی تر نیستند. آنها بلند و لاغر هستند و بر روی انبوهی از پژواک های الکترونیکی که اغلب در آنتن ها و گیرنده های جعبه منظمی که سیگنال های شبکه مختلف را حمل می کنند، قرار می گیرند.
برخی از شرکتهای درخت مصنوعی وجود دارند که درختان را بر اساس تقاضا میسازند. توهم ساخته شده از رزین اپوکسی، رنگ و لمس یک صنعتگر ناشناس. این بناهای تاریخی خیرهکننده، در حالی که کاملاً پنهان نیستند، جشن گرفته نمیشوند و مناظر ما را فرا گرفتهاند. آنها ابزارهایی هستند که بی سیم هستند، یا فانتوم هستند، اگر بی سیم فقط یک فانتزی دست نیافتنی نباشد، و همیشه انتظار می رود که قطب های مفید در آینده در جایی ظاهر شوند.







